تبليغاتX
خانه فرهنگ و ادب

خانه فرهنگ و ادب

رسول پرویزی

 

به تمام دوستداران رسول پرویزی  و دوستداران داستانهای طنز توصیه می کنم آخرین نوشته در مورد رسول پرویزی را از آدرس زیر بخوانند( فاقد ف ی ل ت ر )

http://7arts.blogfa.com/post-52.aspx

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 23:32  توسط آرش فرخ زاد  | 

چند نرم افزار فرهنگی و ادبی برای موبایل

 

یکی دو ماه بود وبلاگ را آبدیت نکرده بودم اما امروز تصمیم گرفتم به جای نوشتن  یکی دو تا نرم افزار فرهنگی هنری  برای موبایل بزارم

برای دانلود هر کدام از نرم افزارها و تمها بر روی عنوان آنها کلیک کنید

اگر در مورد نصب کردن این نرم افزارها مشکل دارید در این آدرس  سایت بروید و در  قسمت نظرات مشکل خود را بنویسید( البته با ذکر نوع گوشی) تا دقیقا برایتان توضیح دهم  

۱-تم استاد شجریان برای گوشیهای سونی اریکسون (بر روی k۷۵۰خیلی خوب جواب داد )

این تم را برادرم ساخته است و در هیچ جای دیگر تا کنون آن را ندیده اید

۲.دیوان غزلیات حافظ برای موبایل -جاوا(برای دانلود روی این عنوان کلیک کنید )

P30Download.com : منبع

 

این نرم افزار را از سایت پی سی دانلود برداشته ام  بنابراین عکس  رو  هم بدون حذف آدرس روی آن گذاشتم

این نرم افزار خیلی امکانات جالب داره حتی گوشیهایی که زبان فارسی و عربی ندارند رو ساپورت می کنه روی نوکیا n ۷۰ و سونی اریکسون  k ۷۵۰تست کردم بخصوص روی n ۷۰با سرعت خیلی بالا کار می کنه البته توی 750کمی سرعتش پایین بود  

اطلاعات بیشتر

 

 

۳.گلستان سعدی برای موبایل -جاوابرای استفاده آن در موبایل ابتدا باید آن را از حالت زیپ خارج کنید -برای خارج کردن از حالت زیپ پسورد می خواهد که در پایین نوشته ام و فکر کنم سایت منتشر کننده ای نر مافزار باشد البته من خودم نتوانستم این مطلب را داخل آن سایت پیدا کنم

 

pas:

کد:

www.mobiledata.ir

۴-دهها کتاب ادبی دیگر مثل رباعیات خیام قلعه حیوانات چند اثر از انتوان چوخوف ؛غلامحسین ساعدی ...برای موبایل با فرمت جاوا را می توانید از این آدرس پیدا کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 23:48  توسط آرش فرخ زاد  | 

گفتگو با همایون شجریان در آستانه استقلال هنری

 
 
همايون شجريان در نشست خبري كنسرت استاد شجريانهمایون شجریان درپی سری کنسرتهای اخیر که به همراه پدرش محمدرضا شجریان و گروه آوا (دیگر اعضای کنونی آن: سعید فرج پوری، مجید درخشانی و محمد فیروزی) برگزار می شود، بتازگی اعلام کرده است که برنامه آینده اش با گروه دستان خواهد بود.

بنا به گفته این خواننده نام آشنای ایران، او برای اولین بار بدون حضور پدر با گروهی جداگانه در خارج از کشور روی صحنه می رود.

بدین ترتیب همایون شجریان حرکتی به سمت استقلال در عرصه آواز و موسیقی ایرانی آغاز کرده است.

او در مصاحبه ای اختصاصی خاطرات خود را به عنوان نوازنده و خواننده ای جوان طی شانزده سال همکاری با پدرش و دیگر هنرمندان برجسته موسیقی ایرانی، برنامه هایش در آینده و حرکت بسوی استقلال هنری را بازگو می کند:

شما به عنوان خواننده و نوازنده ای جوان در هنگام همنوازی با بزرگان موسیقی ایران چه حسی داشته و دارید؟

در واقع در شروع کار خیلی کمسن بودم و اتفاقاً ما با همین گروه آوا راهی کنسرت شدیم، من شانزده هفده سالم بود، خوب این تجربه خاص خودش بود که با نوازندگی تنبک شروع شد و طی سالیان بعد آواز هم به آن اضافه شد.

در تمام این سالها چه به صورت نوازنده تنبک و چه به صورت تنبک و آواز برای من اینها تجربیات بسیار گرانقدری بوده که افتخار داشتم در کنار هنرمندان گوناگون روی صحنه بروم.

من فکر می کنم که این اتفاقی خیلی مهم، چه در زندگی شخصی و چه در زندگی هنری من بوده و سعی کرده ام از این تجربیات استفاده درست داشته باشم، هم برای پیشبرد کارم و هم برای عرضه آن.

این لحظات از بهترین لحظه های زندگی ام بوده و اگر از این به بعد فعالیتهای انفرادی ام را شروع بکنم (و این قدر که از من می پرسند چرا تنها روی صحنه نمی روی)، من فکر می کنم با چالش احساسی بزرگی روبرو می شوم، چون وقتی که با پدر هستم، پشتم گرم است، وقتی ایشان هست، احساس می کنم یکی پشتم هست، ایشان که احتیاج به این چیزها ندارد، من نیاز دارم و احساس می کنم که با او هستم، همه لحظات آن برای من ثبت خاطره است و می دانم که باید قدر هر لحظه آن را دانست.

باید روی صحنه کنار این عزیزان نشست، هم ازآنها چیز یاد گرفت و هم کنارشان کار خود را ارائه کرد، این وسط چالشی به وجود می آید، یعنی اینکه هم خود را شاگرد این عزیزان بدانی و هم بخواهی به عنوان پیش کسوت به آنها احترام بگذاری و هم اینکه کنار آنها دوش به دوش کاری را ارائه کنی.

این تجربه جالبی برای من بوده که در این شرایط باید حرفه ای نگاه کرد که روی صحنه مشکلی پیش نیاید ... از طرفی من همیشه احساس می کنم که باید پشت این عزیزان قرار بگیرم و در واقع باید نسبت به جایگاه و کار آنها کرنش و احترام خاصی داشته باشم.

آیا در فعالیتهای مستقل هنری قصد دارید مکتب پدرتان را ادامه بدهید یا به فکر کارهای جدیدی در زمینه آواز و موسیقی ایرانی هستید؟

ببینید پدر من در آواز کاری کرده که شما اگر می خواهید امروز خواننده بشوید - حالا می شود اسم آن را خواننده حرفه ای گذاشت - باید از شجریان عبور کنید.

به این معنی که از هر راهی بروید، به شجریان می رسید، به همین علت اغلب خواننده ها به شجریان نزدیک می شوند چون اولاً ایشان چکیده و عصاره همه سبکهایی اند که تا به امروز بوده و تمام سبکها را کارکرده و بررسی کرده اند، به اضافه چیزهای دیگری که خودشان به این سبک اضافه کرده یا از این مجموعه شکل دیگری به وجود آورده اند.

به هرحال شخصی به نام شجریان فعالیتهایی کرده و به جایی رسیده که اگر شما بخواهید خواننده حرفه ای و توانایی باشید باید از او عبور کنید.

سعی من دراین است که چیز نادانسته ای برایم باقی نماند و همه چیز را تجربه کنم، البته هیچوقت نمی توانم بگویم که همه راه را رفته ام و همه چیز را می دانم، من باید باز هم تجربه کنم، چه از نطر تکنیکی و چه از نظر بداهه خوانی، کار هزار زاویه و گوشه دارد.

من از نظر خودم سبک پدرم را کمال یافته می بینم، حالا باید شخص دیگری این توانایی را در خودش ببند که این سبک را به جلو ببرد و آن را کاملتر کند یا حرف تازه تری داشته باشد.

هر کسی دوست دارد که زیباییهای بیشتری خلق کند یا کارهای بهتری ارائه بدهد، من هم همین طور، اما این اتفاقی نیست و آدم باید اول سبکی که درآن کار می کند را بشناسد و چیز نادانسته ای در آن وجود نداشته باشد و بعد از آن حرف جدیدی داشته باشد.

اما می توانم جواب سؤال شما را این طور بدهم که این اتفاق خیلی ساده نیست و این سبک (سبک محمدرضا شجریان) حداقل با چهل سال تجربه همراه است، آدم باید به آن توانایی و آن شناخت برسد. هر استادی از شاگرد خود انتظار دارد که کار را یک گام به جلو ببرد اما به شرطی که آن شاگرد توانایی آن را داشته باشد، حالا من نه، دیگری.

هرخواننده ای که در این راه قدم گذاشته، باید این هدف را داشته باشد که این کار را یک قدم جلوتر ببرد، برای من تا به این حد ارضا کننده بوده که بتوانم خودم را نزدیک کنم و سعی ام براین بوده که نواقص کارم را برطرف و آن را تکمیلتر کنم، من از نظر خودم می گویم هنوز به آن جایی نرسیده ام که بتوانم این مجموعه را یک گام به جلو ببرم. كنسرت شجريان با گروه آوا

به نظر شما در موسیقی سنتی ایرانی نقش خواننده مهمتر از نقش آهنگساز و نوازنده است؟

شاید به علت دردست داشتن کلام، خواننده همیشه بیشتر مورد توجه بوده است، مثل مهاجمی که در تیم فوتبال گل نهایی را می زند، همیشه آن مهاجم مورد توجه است اما من هیچوقت موافق نیستم که در گروه موسیقی، خواننده، نوازنده یا آهنگساز خاصی بیشتر مورد توجه قرار بگیرد.

هرکس کار خوب ارائه بدهد با ارزش است و می تواند تأثیرگذارباشد، گاه آهنگساز اثری را خلق می کند که در مقابل خواننده ای که ابزار کلام را هم دردست دارد قابل مقایسه نیست، گاه نوازنده تکنوازی را اجرا می کند که عصاره و چکیده موسیقی ماست.

غیر از آواز و نوازندگی تنبک فعالیتهای هنری دیگری هم دارید؟

علاوه بر تنبک و آواز مدتی هم کمانچه می زدم و سازهای دیگری هم برای شناخت خودم تجربه کردم و کمی هم در زمینه آهنگسازی، در زمینه شعرهم گاهی چیزهایی به ذهنم می رسد و یادداشت می کنم.

به نظر شما تأثیر شعر در موسیقی چگونه است؟

کلام و موسیقی با هم در ارتباطند، هر خواننده ای باید رابطه تنگاتنگی با شعر داشته باشد و تمام ابزار کار به شعر برمی گردد.

طبیعتاً من هم شعرای بزرگ و کلاسیک و شعرای شعر امروز و معاصر که طبع هر ایرانی آنها را می پسندد خیلی دوست دارم و سعی می کنم از شعر آنها استفاده کنم.

گاهی اوقات شعرهای زیباتری از یک شاعر وجود دارد اما شما شعری را انتخاب می کنید که شعر درجه دو آن شاعر باشد اما با کار شما و دستگاهی که می خواهید درآن بخوانید هماهنگتر است.

خیلی دوست دارم از شعرهایی که کمتر شنیده شده یا از شعر شعرای معاصر استفاده کنم، چه به عنوان آواز و چه به عنوان تصنیف.

با آهنگسازان هم همیشه این صحبت هست که بخش اعظم کار از شعرای معاصر باشد، شعر شعرائی مثل حافظ و سعدی وزنه ای قوی در کار است، یعنی وقتی شما کاری ارائه می دهید این شعر به کار شما ارزش بسیاری می دهد.

بسیاری از شنوندگان می گویند وقتی این اشعار به تصنیف یا آواز بیان می شود معنی آن را تازه می فهیم، یعنی باید با آواز به آن کلام روح داد و معنی آن را در ذهن و جان شنونده چند برابر کرد، برای من هیچ محدودیتی وچود ندارد و هر شاعری چه گمنام و چه نام آور اگر شعری زیبا و عمیق سروده باشد از آن استقاده می کنم.

در مورد سی دیهایی که مستقلاً منتشر کرده اید توضیح دهید.

من با کار نسیم وصل آواز خوانی تکی که دیگر با همراهی پدر نبود را شروع کردم، قبل از آن آهنگ وفا اولین کاری بود که با پدرم اجرا کردم اما اولین کار خودم را با نسیم وصل شروع کردم که در آن این افتخار را داشتم با آقای محمد جواد ضرابیان همکاری کنم که از موسیقیدانان بسیار خوش سلیقه، با تجربه، خوش احساس و از نظر شخصیت فردی، بسیار دوست داشتنی و انسان والایی هستند.

بعد از آن آلبوم ناشکیبا را منتشر کردیم که آهنگسازی آن را آقای اردشیر کامکار به عهده داشت، یک آهنگ هم از خود من بود با گروه جوانی که ایشان درست کرده بود و نوازندگان مستعد و خوبی داشت.

آقای اردشیر کامکار هم استاد کمانچه من بودند و هم از دوستان بسیار نزدیک و صمیمی من هستند و من همیشه ایشان را دوست داشته ام.

کار بعدی باز با آقای ضرابیان بود که البته این مجموعه قبل از نسیم وصل ضبط شده بود اما شعر آن آماده نمی شد و به همین علت بعد از ناشکیبا منتشر شد.

برای اغلب شعرها آقای ضرابیان آهنگ ساخته بودند و مایل بودند که این شعرها عوض شود اما من دیدم در مقایسه با هر شعر دیگری که به دست ما می رسد شعر خود آقای ضرابیان خیلی جفت تر است و مفاهیم هماهنگتری دارد.

ممکن بود بعضی شعرا کلمات خاصتری سروده باشند اما همان کلمات ویژه آن انسجام را از بین می برد چون آهنگها به شیوه قاجار است و کلام آن هم می طلبید که به همان شکل باشد، به همین علت از آقای ضرابیان خواستم در همان اشعار اصلاحاتی انجام دهند و از همان اشعار استفاده کردیم و مجموعه شوق دوست شکل گرفت و به بازار عرضه شد.

بعد از آن نقش خیال با آهنگسازی آقای قمصری منتشر شد، آقای قمصری خیلی جوان و بیست و چند ساله اند، این کار آقای قمصری از طریق یکی از دوستانم به من معرفی شد و وقتی آن را گوش کردم خیلی خوشم آمد، با آن سن و سال خیلی کار پر و پیمانی بود.

بعد از آن باز هم کاری از آقای ضرابیان بود، ابتدا قرار بود تصنیف و آواز باشد ولی بعد تصمیم گرفتم به صورت مجموعه تصنیف ارائه دهم و با خودم فکر کردم چه لزومی دارد که در همه کارها آواز خوانده شود؛ مجموعه تصنیف هم می تواند جذاب باشد که به نظرم این کار با ستاره ها هم مجموعه خوبی شده.

بخشی از کارها هم آواز فی البداهه است که خودم انتخاب شعر و ملودیهای مربوط به خواننده را طراحی کردم، این پنج اثر حاصل کار مستقل من بوده است.

در آینده چه یرنامه هایی دارید؟همايون شجريان

از برنامه های مشخص کنسرتی است که آقای متبسم در حال برنامه ریزی آنند و بخش اعظم آن هم برنامه ریزی شده و زمان آن در ماه فوریه (بهمن - اسفند) است.

این کنسرت با گروه دستان خواهد بود و در واقع آغاز همکاری تازه ای است چون ما قبلاً با گروه دستان هیچ فعالیتی نداشتیم، شروع کار ما با دستان از کنسرتهای اروپا خواهد بود که توری ۲۶ روزه است و هشت تا ده کنسرت در آن اجرا می کنیم، بعد از آن هم احتمالاً کنسرتهایی برای داخل ایران و همین طور برای آمریکا و کانادا تدارک می بینیم.

چرا در اولین اجرای مستقل خود همکاری با گروه دستان را انتخاب کردید؟

از سالها قبل هرگاه فرصت دیداری با این هنرمندان عزیز(اعضای گروه دستان) بود، صحبتهایی درباره اجرای کنسرت داشتیم، چون گروه دستان گروه فعالی است و با خوانندگان بسیار خوبی هم همکاری داشته و گروه باسابقه و در عین حال بسیار توانایی است.

اعضای گروه هم به صورت تکنواز و هم به صورت گروه می توانند اجرای قوی داشته باشند و همچنین گروه بسیار خوشنام و محبوبی است، طبیعتاً برای من هم خیلی لذتبخش خواهد بود و مطمئنم همکاری خوبی آغاز شده و تا پایان هم خیلی خوب پیش خواهد رفت و برای من لذتبخش و به یاد ماندنی خواهد بود.

چطور می توان جامعه را به شنیدن انواع موسیقی ترغیب کرد؟

در اروپا شنونده های زیادی بسوی موسیقی بی کلام می روند، در جامعه ما باید به این کار اهمیت داده شود، ارگانها و رسانه ها باید هنرمندان بیشتری در اختیار بگیرند و آثار آنها را پخش کنند تا جامعه به آن عادت کند اما به این قضیه کمتر توجه شده.

یک علت آن این است که شما وقتی می خواهید کاری را به صورت سی دی و کاست منتشر کنید، این کار بالاخره جنبه اقتصادی پیدا می کند و باید با بازگشت اقتصادی همراه باشد، شخص سرمایه گذار متوجه می شود که در جامعه تقلبهایی در کار سرمایه گذاری او به وجود می آید و مثلاً ده سی دی به صورت ام پی تری در قالب یک سی دی منتشر می شود.

در این حالت سرمایه او برنمی گردد و این باعث می شود که او به طرف کارهایی برود که مطابق سلیقه جامعه باشد و بازگشت سرمایه داشته باشد و نه سراغ کاری که سلیقه جامعه را ارتقا دهد، مثلاً موسیقی بی کلام تولید کند و این موسیقی جای خود را در جامعه باز کند.

سرمایه گذار در درجه اول به سراغ خواننده ای می رود که بازگشت سرمایه داشته باشد و ورشکسته نشود و این معضلی در سیستم موسیقی ایران است و اگر کپی رایت (حق پدیدآورنده اثر) رعایت نشود این داستان روزبه روز بدتر می شود.

در زمان اجرای کنسرتها چه چیز خاطره انگیز است؟

بهترین خاطرات حضور بین مردم بعد از اجرای کنسرت و صحبت با مردم و عکس یادگاری با آنهاست و این خاطره بسیار بسیار مهم و چیزی است که همیشه تکرار می شود چون خاطره خوبی است تکرار آن هم خوب است.

می توانم بگویم اگر ما برنامه ای اجرا می کنیم و شنوندگان آن را دوست دارند و راضی هستند متقابلاً همین احساس را ما از حضور آنها داریم یعنی چه موقعی که در سالن هستند و برنامه برای آنها اجرا می شود و چه زمانی که پشت صحنه هستیم یا اگر بعد از اجرای برنامه دیداری هست این برای ما بسیار با ارزش و دوست داشتنی است.

منبع خبر:بی بی سی فارسی

                                                                                      

  

مطالب بیشتر فرهنگی و هنری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:9  توسط آرش فرخ زاد  | 

نامزدهای جایزه ادبی گلشیری اعلام شد

 
فرزانه طاهری، رئیس بنیاد گلشیری در یک نشست مطبوعاتی نامزدهای هفتمین دوره این جایزه ادبی را اعلام کرد.
 

در این نشست نسترن موسوی از کمیته اجرایی جایزه نیز حضور داشت. هر دوره جایزه گلشیری را یک کمیته اجرایی برگزار می کند که در کمیته دوره هفتم یونس تراکمه (داستان ‌نویس)، حسین سناپور (داستان ‌نویس و عضو هیات امنای بنیاد) و نسترن موسوی (عضو هیات مدیره‏ بنیاد، هماهنگ ‌کننده و سخنگوی این کمیته) عضویت دارند.

در بخش مجموعه داستان، کتاب های "باقی مانده ها" نوشته محمد رحیم اخوت (انتشارات آگه)، "بیرون پشت در" نوشته ناصر زراعتی( افق )، "عسگرگریز" نوشته محمد آصف سلطان زاده (آگه)، "زنی با چکمه های ساق بلندسبز" نوشته مرتضی کربلایی لو( ققنوس) و "من عاشق آدم های پولدارم" نوشته سیامک گلشیری (مروارید) نامزد جایزه شده اند.

در بخش رمان اما نامزد ها کم تر است و سه کتاب "سالمرگی" نوشته اصغر الهی ( چشمه)، "سرخی تو از من" نوشته سپیده شاملو (مرکز) و "خط تیره آیلین" نوشته ماه منیر کهباسی (ققنوس ) نامزد شده اند.

جایزه گلشیری علاوه بر جایزه اصلی در هر بخش جایزه ای برای نویسندگانی که اولین کتاب خود را منتشر کرده اند، نیز دارد البته اگر کسی قبلا کتاب هایی غیر داستانی و داستان های کودک و نوجوان منتشر کرده باشد، جزو سوابقش محسوب نمی شود.

"هیچ" نوشته سعید بردستانی (ققنوس)، "شب های چهارشنبه" نوشته مهین دخت بهرامی ( چشمه)، "زندگی مطابق خواسته تو پیش می رود " نوشته امیر حسین خورشید فر ( مرکز)، "چرت کوتاه" نوشته لیلی دقیق (بازتاب نگار) و " لکه های گل" نوشته علی صالحی ( ققنوس) به عنوان نامزد های مجموعه داستان اول معرفی شده اند.

هم چنین "حلقه کنفی" نوشته وحید پاک طینت ( چشمه)، "خرچنگ های بلوری" نوشته مصطفی دشتی ( روزبهان)، "آقاجان شازده" نوشته شهلا سلطانی ( فرزان)، "بیمار مقیم" نوشته حسین سلیمانی( ققنوس) و "غروب روی پله های اندیمشک..." نوشته حسین مرتضاییان آبکنار( نشر نی ) نامزد های بخش "رمان اول" هستند.

در این نشست اعلام شد که در این دوره کتاب های کسانی که در بنیاد گلشیری مسئولیت دارند از داوری حذف شده است.

بر اساس این گزارش نشر ققنوس با پنج نامزد در میان نامزد های جایزه گلشیری رتبه نخست را دارد و پس از آن نشر چشمه با سه نامزد و نشر مرکز و آگه هر کدام با دو نامزد در رتبه های بعدی قرار دارند.

نامزد های این جایزه بر اساس نظر خواهی از گروهی از نویسندگان و منتقدان تعیین شده اند که احمد و محمد رحیم اخوت، یونس تراکمه، علی خدایی، محمد علی سپانلو، حسین سناپور، سپیده شاملو، لیلی گلستان و محمد محمد علی از جمله اعضای هیات انتخاب بوده اند.

آثار راه یافته به مرحله نهایی توسط دو گروه تخصصی داوری می شوند که ۵ نفر داوری بخش رمان و ۵ نفر داوری بخش مجموعه داستان را بر عهده خواهند داشت که نتایج آن اوایل زمستان اعلام خواهد شد.

بر اساس آئین نامه جایزه امسال، کتابی جایزه می گیرد که ۵ داور با آن موافق باشند و چنان چه ۴ داور نظرش بر جایزه ندادن در یک بخش باشد، برای آن بخش برنده ای انتخاب نخواهد شد.

در ششمین دوره جایزه گلشیری "چهار درد" نوشته منیرالدین بیروتی و "رویای تبت" نوشته فریبا وفی به طور مشترک در بخش رمان برگزیده شدند.

در بخش داستان نیز "سمت تاریک کلمات " نوشته حسین سناپور و در بخش داستان اول "باغ های شنی " نوشته حمیدرضا نجفی برگزیده شدند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 20:40  توسط آرش فرخ زاد  | 

حسین علیزاده: همیشه در سفر بودن خسته‌ ام کرده

 
جدیدترین مصاحبه حسین علیزاده -منبع بی بی سی فارسی حسين عليزاده،نوازنده و آهنگساز
 
آقای علیزاده، حضور گروه ‌های موسیقی ایرانی بر روی صحنه در تابستان امسال در مقایسه با دو سه دهه گذشته بی ‌نظیر بود. شما هم پس از سال‌ها با گروه هم ‌آوایان به اجرای کنسرت پرداختید. آیا امسال دوباره شاهد اجرای شما در ایران خواهیم بود؟
من برای تابستان پرباری که داشتیم به همکارانم تبریک می ‌گویم. با وجود تمامی مشکلات برگزاری کنسرت در ایران، ثابت شد که اگر نیرو و انرژی بگذاریم موفق می ‌شویم تکانی به موسیقی بدهیم.

تابستان امسال مشخص شد که هنوز موسیقی ایرانی به رغم تمام انتقاداتی که به آن می ‌کنند هنوز طرفداران بسیاری دارد و مردم و بخصوص جوانها از تمام کنسرت ‌هایی که در تهران برگزار شد استقبال بسیار خوبی کردند.

جامعه نیاز بسیار به موسیقی دارد و تمام کنسرت‌هایی که تابستان امسال اجرا شد، حرکت‌های خودجوشی بودند که دولت در آنها دخالتی نداشت اما خانه موسیقی برای تسریع روند اخذ مجوز برگزاری و هماهنگی برای تالار به گروه‌ها کمک بسیاری کرد و در طول عمر فعالیت این نهاد این یکی از مثبت‌ترین قدم‌ هایی است که خانه موسیقی برای موسیقیدان ‌ها انجام داد.

ایده ‌آل من برگزاری یک کنسرت در سال است و از طرف دیگر باید برای دوباره روی صحنه رفتن ایده جدید و کار متفاوتی داشته باشم تا به تکرار نرسم. همیشه نیاز است فاصله‌ای به وجود بیاید تا هنرمند دوباره پر شود تا بتواند روی صحنه هنر خود را بیرون بریزد.


 
 
از اجرا در تالار کشور راضی بودید؟

این تالار اصلاَ برای اجرای موسیقی مناسب نیست و من دیگر در این تالار کنسرتی را برگزار نمی ‌کنم. چرا که مشکلات آکوستیک، نبود امکانات در پشت سن اجرا و دوری مردم از سن و مسائل دیگر باعث می‌شود که از اجرا در این تالار راضی نباشم.

برای اجرا در خارج از کشور برنامه‌ای ندارید؟

امسال هنوز برنامه مشخصی ندارم اما سال ۲۰۰۸ برای حضور در کنسرتی بزرگ در سالگرد ۱۱ سپتامبر که در نیویورک برگزار می‌ شود، دعوت شده ‌ام. برگزار کننده این کنسرت یک نهاد غیردولتی و فعال در زمینه صلح است. این برنامه ”دنیا در کنسرت“ نام دارد و گروه‌ها و هنرمندان بسیاری از کشور‌های دیگر نیز برای اجرای موسیقی حضور خواهند داشت و نشان خواهند داد که مخالف جنگ و طرفدار صلح هستند.

علاقه من در حال حاضر حضور در ایران و برنامه‌ریزی برای کارهایی است که در نظر دارم با هم‌ آوایان انجام دهم. البته خاطره‌ های بسیار خوبی از اجرا در خارج از کشور دارم و هموطنان ما همیشه سالن اجرای کنسرت را پر کرده‌ اند و حضور بی ‌نظیری در کنسرت ‌های ما داشته اند. در حالی که این شور و علاقه را در مردم ملیت‌ های دیگر نمی ‌بینم.

در اجراهای خارج از کشور، بخش اصلی کنسرت تازه بعد از اجرا شروع می‌ شود. زمانی که مردم با شور و شوق به طرف ما می ‌آیند و سوال‌های بسیار خوبی هم می ‌پرسند و این نشان می ‌دهد که چقدر شنوندگان خوبی هستند.

بیشتر مخاطبان ما را در خارج از کشور و همین‌طور ایران نسل جوان تشکیل می‌دهند. در کنسرت اخیر در تهران هم شاهد بودم که بیشتر حاضران در تالار کشور جوانان بودند.

شما در سال ۱۳۸۳ با آقای ژیوان گاسپاریان، دودوک نواز ارمنی، کنسرتی را در تهران برگزار کردید که نتیجه آن آلبوم "به تماشای آب‌های سپید" بود که نامزد جایزه گرمی در سال گذشته شد. در حال حاضر قصد ندارید با موسیقیدانی از ملیت‌ دیگر همکاری مشترک داشته باشید؟

شرایط حضور هنرمندان خارجی در ایران در حال حاضر مساعد نیست و همیشه ترس از به هم خوردن برنامه‌ ها و لغو مجوز کنسرت در داخل کشور وجود دارد. در حالی که باید برای اجرای چنین برنامه ‌هایی از ماه‌ ها قبل برنامه ‌ریزی کرد.


 
 
این دل ‌نگرانی ‌ها در ما وجود دارد و به هنرمندان خارجی هم منتقل می ‌شود و نتیجه کار را رضایت ‌بخش نمی ‌کند. من به تجربه دریافته ‌ام که هنرمندان ملل دیگر علاقه فراوانی به همکاری و کار مشترک با ما دارند و خیلی دوست دارند به ایران بیایند و از نزدیک با موسیقی ایرانی آشنا شوند و به اجرای برنامه بپردازند. سال آینده قرار است ارکستر فیلارمونیک گوتنبرگ در سوئد ساخته‌ های مرا اجرا کند.

علاقه به همکاری زیاد است اما متأسفانه شرایطش فراهم نیست. ایران در ذهنیت بسیاری از آدم‌ها حذف شده و به دلیل وجود مشکلات بسیار نمی ‌توانند به کشور ما سفر کنند. مسائل صدور ویزا و دخالت دولت در همه امور از دلایل اصلی برای حضور نداشتن هنرمندان خارجی در ایران است. در صورتی که وجود آنها و کنسرت‌هایشان می ‌توانست دید تازه ‌ای به جوانان در ایران بدهد.

با وجود این مشکلات، همکاری مشترک شما با نوازنده یا خواننده‌ ای از کشوری دیگر می ‌تواند خارج از ایران اتفاق بیفتد.

در حال حاضر از مدام سفر کردن خسته ‌‌ام و دوست دارم در ایران باشم و به کارهای خودم برسم. بخش زیادی از این خستگی به دلیل مشکلات سفر کردن و گرفتن ویزا است. شرایط سفر بعد از ۱۱ سپتامبر در همه جای دنیا سخت شد و بعد از این واقعه ما حتی نمی ‌توانستیم سازهای خود را با خود به درون هواپیما ببریم. این قضیه تا حدودی تعدیل شده اما هنوز مشکلات فراوان است.

 
  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 17:28  توسط آرش فرخ زاد  |